وحید یامین پور در برنامه رو به فردا این بار میهمان جواد اطاعت و علیرضا زاکانی بود تا حرف و حدیث ها از حماسه 9 دی آغاز شود و تا مسائل اقتصادی و طرح هدفمند کردن یارانه ها نیز دامنه اش گسترش پیدا کند.

به گزارش رجانیوز برنامه رو فردا که با استقبال گسترده صاحب نظران سیاسی رو به رو شده، طی روزهای اخیر بستری را برای بیان صریح و روشن مواضع شخصیت ها و جریانات مختلف ایجاد کرده است. واکنش رسانه های مدعی دفاع از آزادی اندیشه البته به این برنامه جالب بوده و هست. اگر چه میهمانان اصلاح طلب برنامه همه از برگزاری چنین نشست هایی ابراز رضایت کردند، اما رسانه های حامی آنها گویا چندان علاقه ای به انتشار متن مناظره ها و گفتگوها نداشتند. برخی از آنها البته به جای استقبال از گفتگوی آزاد باب اتهام زنی به مجری برنامه را نیز گشودند و برخی دیگر طرف اصلاح طلب گفتگو را به باد نقد و ناسزا گرفتند!

با این همه پنج شنبه شب نوبت به جواد اطاعت نماینده مجلس ششم شورای اسلامی رسید تا همراه با علیرضا زاکانی نماینده اصولگرای مجلس هفتم و هشتم باب سخن را بگشاید. دامنه بحث این بار کمی گسترده تر از همیشه بود و از نامه موسوم به جام زهر گرفته تا موضوعات اقتصادی و مسئله نقدی کردن یارانه ها را شامل می شد.

به گزارش ایرنا، این مناظره در دقایق اولیه به علت تاخیر آقای زاکانی تنها با حضور آقای اطاعت آغاز شد و " وحیدیامین پور" مجری مناظره با سؤالی در باره "چرایی و ویژگی های حماسه نهم دی" از میهمان اصلاح طلب برنامه خواست تا مطالبش را بیان کند.

اما اطاعت ترجیح داد قبل از پاسخ به این سؤال، مقدمه ای را با معرفی خودش بیان کند.

وی بعداز تسلیت درگذشت استاد مسعود علی‌محمدی به خانواده، همکاران دانشگاهی و همه کسانی که به سرنوشت کشور و ملت علاقه مند هستند، گفت: "در انتخابات از جناب آقای موسوی حمایت کردم و به این حمایت افتخار می کنم و در ضمن احترام بسیار ویژه و مخصوصی نسبت به آقای کروبی دارم و از علاقه مندان و ارادتمندان به ایشان از گذشته بوده، هستم و خواهم بود".

اطاعت این گونه به سخنان خود ادامه داد: "من که اینجا صحبت می کنم عضوی از جریان اصلاحات هستم اما این نیست که این جریان مرا به عنوان نماینده خودش در این مناظره معرفی کرده باشد، این تصمیم شخصی خود من بوده و البته تلاش می کنم با آن نگاه اصلاحی در چارچوب قانون اساسی و با نگاه و تعریفی که از جمهوری اسلامی دارم، برنامه خودم را ارائه کنم.

این توضیح را از این جهت گفتم که در برنامه شما کسانی مثل آقای مطهری، خوش چهره از موضع انتقادی صحبت می کنند، کسانی مثل آقای افروغ که منتقد وضع موجود هستند، دکتراحمد توکلی منتقد وضع موجود هستند، من را بینندگان از این زاویه نبینند، من مخالف وضع موجود هستم، اصلا وضع موجود را برنمی تابم، انتقاد جدی هم دارم، نه تنها به بحث انتخابات، بلکه به سیاست های، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی در عرصه داخلی و خارجی.

به عنوان کسی که 20 سال روی مسائل ایران کار کرده، ادعا می کنم در این حوزه صاحب نظر هستم، می توانم اگر شما برنامه بگذارید، در برنامه های مختلف سیاست های اقتصادی، خارجی و داخلی دولت را در حوزه های مختلف نقد و ارزیابی کنم.

پیشنهاد می کنم مثل برنامه 90 یک ارتباط با مردم برقرار کنید تا نظرشان را بدهند. اصلا صاحب نظرترین فردی که در جریان اصولگرا فکرمی کنید طرفدار وضع موجود است، اصلا خود آقای رییس جمهور که بحمد الله در همه حوزه ها صاحبنظر هستند از مذهبی گرفته تا حوزه های اقتصادی و سیاسی بیایند اینجا، حاضرم با ایشان بحث کنم و مردم رای شان را بدهند و بگویند کدام دیدگاه و نظر را می پسندند.

من هم وضع موجود را قبول ندارم و هم برای آن راه حل دارم.این را از این جهت گفتم که بینندگان بدانند من ضمن اینکه احترام می گذارم به آقایان مطهری و خوش چهره و دیگر دوستان از این دست، موضع من با آنان کاملا متفاوت است. آنان از درون جریان اصولگرا منتقد وضع موجود هستند اما من از موضع اصلاح طلب مخالف وضع موجود هستم".

در این لحظه دکتر زاکانی در مناظره حضور یافت و ضمن عرض ادب به بییندگان و مجری و آقای اطاعت از شرکت در این مناظره ابراز خوشحالی کرد.

وی در پاسخ به درخواست مجری مناظره گفت: بنده علیرضا زاکانی هستم نماینده دور هفتم و هشتم مجلس شورای اسلامی از حوزه انتخابیه تهران، ری و شمیرانات و اسلام شهر، یک اصولگرا که کمترین آنها هستم و امیدوارم این کشور بتواند قله های افتخار و ترقی را روز به روز طی کند و این حرکت با بهره گیری از همه پتانسیل های کشور ادامه یابد.

سپس اطاعت سخنان نیمه تمام خود را پی گرفت و گفت: "بحث مقدماتی‌ام تمام نشده بود، یک نکته به دوستان صداوسیما عرض کنم، شما بیشتر روی معلول ها بحث می کنید در حالی که باید به علت ها بپردازید، علت هایی که پیامدهای اجتماعی به‌دنبال دارد و بعد هم بیشتر برنامه های صداوسیما که من می بینم، همه چیز را به استکبار جهانی، امریكا و صهیونیست ها و اینها وصل می کنید، این ذهن برای من بیننده ایجاد می شود که اگر همه چیز دست استکبار جهانی است، پس ملت ایران کجاست، شعور و درک و فهم مردم چه می شود، اگر قرار باشد که پشت انتقاد و اعتراض مردم، امریكا و استکبار جهانی و صهیونیست و اینها باشد، اصلا انقلاب نباید می شد. اگر انقلاب شده پس حرف محمدرضا پهلوی درست است که در کتابش نوشته،" انگلیسی ها و امریكایی ها انقلاب کردند". من تعجب می کنم، شما کارشناس دارید.

بحثی دیگر در تلویزیون از چند سال پیش شروع شده، یک روز هم از من دعوت کردند که بیایم راجع به انقلاب مخملی صحبت کنم؛ تلفنی به آن دوست عزیز گفتم که انقلاب مخملی در کشورهای استبدادی اتفاق می افتد. شما وقتی این را می گویید در ایران انقلاب مخملی اتفاق افتاده، تالی فاسد و روی دیگر سکه اش این است که نظام جمهوری اسلامی انتخابات آزاد ندارد. خودتان ناخواسته می پذیرید. اگر انتخابات آزاد، فرایند دموکراتیک و عرصه رقابت آزاد باشد و سرنوشت در صندوق رای تعیین شود، مردم چرا بخواهند انقلاب کنند. انقلاب که یک چیز همین جوری نیست، یک ملت در طی چندین سده ممکن است یك‌بار انقلاب بکند و آن موقعی است که کارد به استخوانش برسد. حالا از نوع خشن، نرم، مخملی و یا رنگی سیاه، سفید، قرمز و زرد باشد.

شما ناخواسته دارید می گویید جمهوری اسلامی کشور آزادی نیست و یک عده چون نمی تواننداز راه های دموکراتیک به حقشان برسند، می خواهند انقلاب مخملی بکنند. واقعا به عنوان یک کارشناس مسایل سیاسی تاسف می خورم که در تلویزیون جمهوری اسلامی این‌قدر سطحی به قضایا نگاه می شود.

مثلاً پاره شدن عکس امام، یک نفرعکس امام را پاره کرده و حالا که بوده و یا نبوده معلوم نیست. این کار بدی است زیرا به حضرت امام اهانت شده است، تلویزیون بارها و بارها آن را پخش می کند، یک منکر را در سطح تیراژ بسیار و میلیونی برای ملت منتشر می کند. اگر آن منکر است، این که به مراتب بدتر و خلافش بیشتر است. مردم می بینند و ایراد می گیرند. اگر پاره شدن عکس حضرت امام منکر است که هست، آیا توهین به بیت امام منکر نیست، این کار خلافی نیست که شما یک فردی مثل آقای خاتمی انسانی متعهد و متدین، من می توانم قسم بخورم که کمتر فردی پیدا می شود، تعهدش نسبت به اسلام، کشور، انقلاب، ملت و قانون اساسی مثل او باشد و بخواهد در روز عاشورای حسینی سخنرانی کند و جلسه سخنرانی او را به هم می زنند. مگر قرار است همه مثل هم صحبت کنند، هرکسی ممکن است قرائت خودش را از عاشورا داشته باشد. ممکن است آقای خاتمی انتقاد داشته باشد که دارد، ولی قرارنیست یک مشت چماق به‌دست را واداریم که جلسه را بر هم بزنند، این زشت است که بعداز 30 سال در جمهوری اسلامی این کارها را می کنند و آن‌وقت تلویزیون هم می شود سخنگوی این جریان و تفکر. باعث تاسف است.

اما 9 دی، بیانیه آقای محسن رضایی را امروز توفیق شد، خواندم، حرف قشنگی دارد که 9دی مربوط به هیچ‌کسی نیست؛ در این کشورهرایرانی اعم از یهودی، مسیحی و مسلمان اعم از سنی و شیعه همه به امام حسین و عاشورا ارادت دارند. اگر کسی خدای نخواسته در روز عاشورا خطایی را صورت داده، همه ملت با او مخالف است و در این بحثی نیست. منتهی حرف من با دوستان خودم این است که عزیزان اگر در روز عاشورا کف و سوت زدن اشتباه است، زدن مردم اشتباهش بالاتر است و کشتن مردم به مراتب خطایش بیشتر است، من نمونه هایی را از نهج البلاغه امشب می خوانم تا ببینیم حضرت علی چگونه حکومت می کرد و ما چکونه حکومت می کنیم. بنابراین 9 دی متعلق به همه ملت است و به هیچ جریان خاصی بستگی ندارد اما صداوسیما سعی می کند آن را به جریان خاصی منتسب کند و بگوید این مردم ما بودند.

خب اگر واقعا همه مقدسات را شما مصادره می کنید، آن‌وقت ملت چکار باید کند و مخالفت و انتقادش را چگونه ابراز کند. اینها بحث هایی است که معتقدم شما و صداوسیما باید در برنامه توجه کنید. شما اشاره کردید (تذکر مجری، قبل از شروع برنامه) برخی دوستان حاضرنیستند به صداوسیما بیایند، من هم با اکراه آمدم اما گفتم بیایم و با استفاده از این فرصت، حرف هایم را بزنم و بگویم این رویه که صداوسیما در پیش گرفته، درست نیست".

اطاعت در باره رویه برنامه رو به فردا گفت: زمانی که برنامه و صحبت های من پخش می شود و طبیعتا دوستانی می بینند، اگر این فضا واقعا تداوم پیدا کند، به نفع کشور است.

علیرضا زاکانی در پاسخ به سخنان اطاعت گفت: "استفاده کردیم از بیانات شیوای آقای اطاعت اما ای کاش ایشان یک کم هم به شعارهای روز 9 دی توجه می کرد و خواسته هایی که مردم داشتند. به هر حال نمی شود چشم را بر واقعیت ها بست. به نظرم جناب آقای اطاعت یک سلسله نکات حفظ شده را تکرار می کند و این نکات بارها تکرار شده و پاسخ های خودش را هم دریافت کرده است. 9 دی در واقع اوج شور و شعور انقلابی مردم مسلمان ایران بود. این را کسی نمی تواند منکر بشود و هرچقدر هم بخواهند تلاش بکنند و این افتخار و یادگار ملت را که در تارک تاریخ ثبت شد، محو و یا مصادره کنند، نمی توانند، این افتخار اصلا مصادره شدنی نیست زیرا این مربوط به انقلاب است.

اما تمام حرف ما با امثال جنابعالی و دیگران این است، چرا زمینه ساز مسایلی شدید که منجر به آشوب بشود و چرا در حقیقت مسیری را اختیار کردید که قانون را بشکنید و نه در مقام شعار بلکه در مقام عمل مسیری را اختیار کردید که در این بستر ضد انقلاب بتواند رشد پیدا کند.

برخلاف نظر جناب آقای اطاعت که برای من بسیار محترم است، جناب آقای جواد اطاعت که قبلا توفیق داشته ام با ایشان در مناظره دانشگاه شریف شرکت کنم. بنده فکر می کنم کشور 7 ماه است که در آتش یک فتنه می سوزد و این آتش فتنه در حقیقت خیلی عمیق‌تر از آن است که بخواهیم آن را منتسب کنیم به رقبا و عناصری که در داخل کشور هستند. این در حقیقت تجلی یک بعد از تقابل نظام اسلامی با نظام سلطه است.

اگر ایشان منکر این موضوع هستند، می توانند به گفتار کسینجر که قبل از انتخابات بیان کرده است، اینکه چه کسی پیروز شود.

مجری صحبت های میهمان اصولگرا را قطع کرد و گفت: ایشان منکر نیست، معتقد است که نمی شود همه اتفاقات کشور را به گردن استکبار انداخت.

زاکانی ادامه داد: توضیح می دهم، کسینجر می گوید مهم این نیست که چه کسی پیروز انتخابات است بلکه مهم این است که ایران و در واقع انقلاب اسلامی باید منقرض شود.

در بحث انتخابات که یک سناریوی بزرگ طراحی می شود، لازم نیست همه ضد انقلاب باشند اصلا کسی یک چنین حرفی را نزده است. ممکن است کسی دوست انقلاب باشد اما در سناریوی دشمن بازی کند. این تعبیر را از حضرت امام بارها شنیده ایم که ممکن است به ده واسطه یک نیروی انقلاب تحریک بشود و عملی را انجام دهد که خواست دشمن است.

این انگ زدن ها و برچسب زدن ها را بنده نمی پسندم. بنده معتقدم این اتفاقی که تحت عنوان جنگ نرم رخ داد، ماحصل در واقع دو دهه تلاش بوده که بتوانند فرهنگ سازی و نهادسازی و هم شبکه سازی کنند و تغییری را دامن بزنند. لذا بخشی از افرادی که زمینه ساز این قضیه بودند، حتما متعلق به دشمن نیستند.

بخشی از افراد مخالف هستند اما تلاش دشمن جوری است که صورت مساله را طوری نشان دهد تا آنچه آنها نتیجه گیری می کنند، خروجی‌اش عمل در جهت آنها باشد و برخی هم معاند هستند.

در انتخابات ریشه یابی موضوع خیلی مهم است و معتقدم باید ریشه یابی کرد.

40 میلیون نفر شرکت کردند، 20 میلیون و خورده ای به جناب آقای احمدی نژاد رأی دادند و نمی توانید منکر شوید، بیش از 13 میلیون هم به جناب آقای موسوی رای دادند. نفرات بعدی هم میزان آرایی را به خود اختصاص دادند.

در حقیقت اولین بردی که در انتخابات بود، این بود که مردم آمدند پای صندوق های رای و به جهت گیری های انقلابی رای دادند. آن 24 میلیون و خورده ای که تکلیفش روشن است و از آن 13 میلیون و خورده ای هم که به آقای موسوی رای دادند، بخش عمده کسانی بودند که ایشان را نخست وزیر دوران امام و جنگ می دانستند. ایشان خودش ادعاها داشت در باره تثبیت انقلاب و تجلی ارزش ها در دورانی که اگر توفیق داشته باشد در خدمت مردم باشد.

بالطبع اولین وی‍ژگی انتخابات این بود که مردم به رویکرد کشور و جهت گیری ها و ارزش های انقلابی رای دادند و نکته دوم این بود که کثرت شرکت کنندگان، میزانی را ترسیم کرد که چشم جهانیان را خیره ساخت و اتفاقی افتاد که ماحصل آن می توانست خیلی مشکلات داخلی و خارجی ما را حل کند.

در واقع بعداز انتخابات شاهد بودیم با یک نوع ساماندهی که از قبل از انتخابات شده بود، بحث دروغ، تقلب و بعد بحث جنایت مطرح و شرایط به سمتی رفت که ماحصلش یک سلسله اعتراضاتی شکل گرفت. در این اعتراضات یک اکثریتی بودند که سؤال داشتند و نظام و ما مسئولین کشور هم موظف به پاسخگویی هستیم و یک اقلیت بودند که از روز اول آشوب کردند و اصلا منتظر نماندند، عصر روز شنبه بعداز انتخابات در دانشگاه تهران و یکی دو روز اول در دانشگاه صنعتی اصفهان، قریب سه میلیارد تومان آتش سوزی راه انداختند. آن موقع نه کسی کشته شده بود و نه خونی از دماغ کسی آمده بود. اصلا یک سناریوی عملیاتی بود که پیاده شد.

زاکانی از میهمان دیگر برنامه پرسید که اگر منکر این حرف ها هستید بفرمایید.

اطاعت گفت: صددرصد

زاکانی ادامه داد: حداقل دانشجویان دانشگاه تهران، رییس دانشگاه تهران، دانشگاه صنعتی اصفهان می توانند شهادت بدهند.

بعداز این موضوع، مسیری اختیار و انتخاب شد که ماحصل آن اعتراض های اکثریت بود که معتقد بودند و حق طبیعی‌شان هم بود و البته اقلیتی هم آشوبگر بودند.

جواب آن اکثریت معترض راهش پاسخگویی بود که نظام هم این مسیر را پیش گرفت. اما یک اقلیت بودند که از همان روز اول آشوب کردند و اتوبوس ها را در خیابان مطهری آتش زدند که الحمد لله شما (آقای اطاعت) ندیدید و منکر می شوید! این اتفاق که افتاد، نظام مسئولیت برقراری امنیت جامعه را داشت در برابر آن آشوبگران.

اگر کسی یک کاسه بخواهد با موضوع برخورد کند حتما اشتباه است. توجه به فرمایشان مقام معظم رهبری در 29 خرداد ماه نشان می دهد، ایشان همین تفکیک را به صراحت بیان می کنند و آن موقع بحث جذب حداکثری را مطرح می فرمایند.

بله نظام وظیفه جذب حداکثری دارد نسبت به آن اکثریت معترض و توانسته تا حدودی موفق باشد، اگرچه کامل نیست.

روز 25 خرداد چندصدهزار نفر به خیابان آزادی می آیند اما روز قدس حداکثر 40 تا 50 هزار نفر می آیند و شعار "نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران" و از این جنس شعارها می دهند، روز 13 آبان چند هزار نفر در میدان هفت تیر شروع به آتش زدن می کنند که با چشم خودم اینها را دیده ام.

اینها معترض نیستند، معترضین آنهایی بودند که به خیابان آزادی آمدند و نظام توانسته به آنها پاسخ دهد و البته می شد خیلی بهتر از این هم عمل بشودو این مسیر را دنبال کرد. و در نهایت روز 16 آذرکه اوج انتظارات آنها از دانشجویان و دانشگاهیان عزیز بود، می بینیم با بصیرت دانشجویان و دانشگاهیان عزیز و اساتید محترم آنها طرفی نمی بندند. و در کل کشور به 4 تا 5 هزار نفر و در تهران به چند صدنفر می رسند.

مجری: شما مدعی هستید که غیر از این چند هزار آشوبگر، معترض دیگری به خیابان نیامده است؟

زاکانی: نه عرض من این است که جریان اعتراض اولی رو به فروکش رفته زیرا نظام خود را درمقابل آنان پاسخگو می دیده است که باید پاسخ شبهات آنها را بدهد و این وظیفه را انجام داده اما اینکه رسانه ها توانسته اند به نیکی آن را منتقل کنند، این امری است که بنده محل تردید دارم. برهمین اساس، ای کاش این مناظره ها 4 یا 5 ماه پیش برگزار و یا همان ایام انتخابات برگزار می شد.

دو جریان اقلیت آشوبگر و اکثریت معترض همان هفته اول خطشان از هم جدا شد. لذاعده ای هتاک روز عاشورا آمدند تا آشوب کنند و آتش بزنند و شرایطی ایجاد کنند، در روزی که مردم در اوج احساسات و عزاداری هستند تا فتنه انگیزی کنند.

برخوردی که با این عناصر صورت می گیرد، دقیقا در راستای تثبیت امنیت است و اگر کسی منکر آن شود، در حقیقت جامعه ای آشوب زده را طلب می کند که در آن سنگ روی سنگ بند نمی شود.

9 دی در واقع پاسخ به عناصر زمینه ساز فتنه و فتنه گران است و پیام مردم در این روز بسیار روشن است. نمی دانم دکتر اطاعت در آن روز کجا تشریف داشتند.اگر در مسیر راهپیمایی بودند می دیدند حضور مردم را.

مجری: آقای اطاعت شما در تهران بین مردم بودید؟

اطاعت: خیر تهران نبودم.

زاکانی: هرکجای کشور که تشریف داشتید حتما بین مردم بودید، نبودید؟

اطاعت: خیر نبودم!

زاکانی: خب مشکل همین جاست! خدمت شما عرض کنم که در این مسیر، امکانی ایجاد می شود تا مردم به صحنه آمده و خودشان ابراز برائت و بیزاری می جویند از کسانی که آن هتاکی ها را انجام دادند، هتاکی هایی که هیچ ربطی به عناصر معترض چند صدهزار نفر و یا چندین میلیون نفر ندارد. معتقدم اینها کاملاً باید از هم تفکیک شوند، کسی که ادعایی و سؤالی دارد، راهش پاسخگویی است و کسی که در واقع آشوب می کند، نظام موظف به ایجاد امنیت است.

مجری: در جریان اصولگرایی کسانی نبودند که این دو دسته را از هم تفکیک نکرده باشند؟ یک آسیب شناسی کنید جریان اصولگرایی را در جریانات پس از انتخابات.

زاکانی: نگاه کنید راس نظام که مقام معظم رهبری هستند، روز 29 خرداد این تفکیک را انجام دادند و در واقع یک جهت گیری هایی را در کشور معلوم و مشخص کردند که کسی غیر از این نمی توانست اگر کمی اعتقاد و انصاف داشت، مسیری را انتخاب کند و برود. نکته دوم اینکه ما در مجلس گروهی تشکیل شد تا برویم عوارض بعداز انتخابات را بررسی کنیم و رفتیم با نامزدهای محترم معترض جلسه تشکیل دادیم.

با همه آنها و در واقع وقتی گزارشی که در مجلس که بیش از 290 نفر حاضر بودند، عین همین تحلیل را هفته دوم بعداز انتخابات ارائه کردم و به نمایندگان محترم عرض کردم که برای معترضان راه ما پاسخگویی و گره گشایی ذهنی است و اما برای آشوبگر راهش برخورد و ایجاد امنیت برای مردم است.

در ادامه این برنامه، جواد اطاعت گفت: دکتر زاکانی فرمودند ما زمینه ساز آشوب شدیم اما من معتقدم نباید خلط مبحث کرد و اعتراضات و مخالفت مردم را در آنها که فقط به خیابان ها آمدند، ندید. چون شما هنوز اجازه نداده اید مردم به خیابان ها بیایند.

وی افزود: در روز 25 خرداد، مردم خودجوش به خیابان آمدند و نه کسی اطلاعیه داد و نه کسی از آنها دعوت کرد. در اعتراض به عملکرد دولت در زمینه انتخابات، حدود دو، سه میلیون جمعیت از میدان امام حسین تا میدان آزادی آمدند و اعتراض کردند. اگر اجازه می دادید، براساس اصل 27 قانون اساسی باید عمل می کردید اما متاسفانه شما فقط می گویید قانون قانون، ولی به آن عمل نمی کنید.

وی با قرائت اصل 27 قانون اساسی گفت: دوستان تاکنون چندین بار تقاضا کرده اند و اتفاقا در اعتراض به پاره شدن عکس حضرت امام تقاضا کردند که اجازه بدهید ما به خیابان بیاییم و اعتراض خود را بیان کنیم.

اگر دولت این اصل را رعایت می کرد و اجازه می داد مردم منتقد می آمدند و البته من هیچ از خشونت دفاع نمی کنم و همین جا تاکید می کنم هرکسی خودش را وابسته و متعلق به جریان اصلاحات می داند، سبز می داند و متعلق به آقای میرحسین موسوی می داند، اینها همه با خشونت مخالف هستند.اگر اقلیتی خشونت می کند، نباید قاطبه مردم به حساب آوریم. ما هم محکوم می کنیم و بحثی در آن نیست.

مجری گفت: آقای اطاعت می شود دعوت کرد به اعتراض و بعد دولت اعلام کند کسانی که می خواهند مسالمت آمیز اعتراض کنند مثلا خیابان آزادی بیایند و کسانی که می خواهند آشوب کنند بروند میدان هفت تیر؟

اطاعت در پاسخ گفت: نه، تعجب می کنیم، چند روز پیش یکی از همکاران آقای دکتر زاکانی می گفت متقاضیان راهپیمایی خودشان باید مسئولیت امنیت آن را برعهده بگیرند. پس ما برای چه به پلیس حقوق می دهیم، حقوق می دهیم که امنیت اجتماعات را حفظ کند، در انتخابات چطور در خیابان ولی عصر از میدان تجریش تا پایین خیابان، سبزها می آمدند از آقای میرحسین حمایت می کردند و امنیت‌شان هم حفظ می شد، کسی هم شورش نمی کرد. راهپیمایی 25 خرداد که سکوت بود، پلیس باید می آمد و امنیت را برقرار می کرد و اتفاقا اطلاعیه آنها از تلویزیون هم پخش می شد و مجوز هم می دادندتا ملت بیاید و انتقاد و اعتراضش را بیان کند و همه بدانند که در جامعه اعتراض است. من اعتراض مردم را فراتر از آنهایی که در خیابان آمدند و هم فراتر از انتخابات می دانم.

آقای دکتر عزیز، شما در 5 سالی که در مجلس و دولت هستید اقداماتی کردید که ملت نسبت به رفتار شما مخالف است، در حوزه سیاسی در اصل ششم و 56 قانون اساسی حاکمیت مردم به رسمیت شناخته شده و آخرین اصل قانون اساسی هم خیلی جالب است که می گوید جمهوری بودن حکومت، اسلامی بودن آن و اداره کشور به اتکای آرای عمومی لایتغیراست و اگر بخواهیم هم نمی توانیم تغییر بدهیم.

در اصل 56 قانون اساسی به زیبایی رابطه حاکمیت الله و حاکمیت ملت را روشن می کند و می گوید حاکمیت مطلق بر جهان انسان از آن خداست و همان انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته است و هیچ‌کس نمی تواند این حق الهی را از انسان سلب کند و یا در خدمت منافع فرد یا گروه خاصی قرار دهد و ملت این حق خداداد را در اصول بعد اعمال می کند.

من می گویم پذیرش حاکمیت ملت را می پذیرفتید و ملت را رد صلاحیت نمی کردید. شما برای مجلس شورای اسلامی که 290 نماینده دارد، کافی است که 150 نفر را که رای می آورند، رد صلاحیت کنید، اکثریت مجلس تغییر پیدا می کند. شما 15 برابر را رد صلاحیت کردید. معلوم است که مردم انتقاد می کنند، در مجلس هشتم، وضع را بدتر کردید و باز آن‌قدر رد صلاحیت کردید که جریان اصلاح طلب نمی توانست لیستش را تکمیل کند آن هم از نیروهای دست چندم.

این بحث فقط انتخابات و آن هم این انتخابات نیست، تفسیرهایی که شورای نگهبان دل‌به‌خواهانه از قانون اساسی می کند. وی با قرائت اصل 44 قانون اساسی که مربوط به بخش دولتی است، گفت که شما همه زیرمجموعه های آن را خصوصی می کنید، اما به تلویزیون که می رسید، شورای نگهبان تفسیر می کند که نمی شود رادیو تلویزیون را خصوصی کرد.

شما دارید به انحای مختلف ملت را تحقیر می کنید، آن وقت می گویید ملت نباید اعتراض کند و به آن اجازه راهپیمایی هم نمی دهید، روزنامه ها را می بندید و فضای نقد و انتقاد را مانع می شوید.

در بحث اقتصاد دو بار با تورم سرسام آور مواجه بودیم. یکی در مجلس چهارم که اصولگرا بوده، تورم 49 درصد را تجربه کردیم.
مجلس که قانونگذار و ناظر است می تواند در ایجاد تورم نقش داشته باشد. الان که در دنیا بحران اقتصادی قاعدتا باید قیمت ها پایین باشد. چرا قیمت گوشت در دوره اصلاحات در طی 8 سال دولت آقای خاتمی بین 3 هزار تا 3 هزار و 700 تومان نوسان داشت اما در دولت فخیمه فعلی و مجلس محترم به 18 هزار تومان افزایش پیدا کرده؟ یعنی 500 درصد این یک مثال است. مسکن هم همین وضعیت را دارد. ملت از عملکرد سیاسی، فرهنگی و اقتصادی شما ناراحت هستند.

اطاعت بااشاره به بیانات امام علی درباره خوارج بسیار لجوج که به ایشان در مسجد توهین می کردند، گفت که امام به آنها می فرمود، شما را از نمازگزاردن در مساجد مانع نمی شویم، سهمیه بیت المال شما را قطع نمی کنیم و تا زمانی که دست به شمشیر نبرده اید، با شما مبارزه نمی کنیم.

متاسفم مسجدی که در جریان انقلاب به آن علاقه داشتم، یعنی مسجد آقای دستغیب یک مرجع تقلید در شیراز را الآن بسته اند. این با امام علی چه فاصله بعیدی را پیش پای ما می گذارد.

می فرماید ای مالک، بداخلاقی، درشت گویی و بدزبانی مردم را به جان خریدار باش و در حق آنان سخت گیری و قلدری روا مدار تا خدا به پاداش این کار، ساحل های رحمت خود را بر تو بگشاید و ثواب به تو عنایت فرماید.

نباید بگویی من نیرومندم و امر می کنم پس دستوراتم اجرا می شود زیرا این روش موجب فساد فکر و ضعف دین و نزدیک شدن به انحراف است.

این دوستانی که گرفتید و رفته اند زندان، خود آقای بهزاد نبوی به من گفت که 4 روز قبل از انتخابات حکم دستگیری مرا گرفته بودند. گفتند که کسینجرعاملش بوده، سؤال می کنم آقای دکتر زاکانی از کی تا حالا کسینجر برای ما تعیین کننده شده است، اگر امام را قبول دارید که ایشان می فرمایند امریكا هیچ غلطی نمی تواند بکند. حالا کسیجنرکه یک زمانی وزیر خارجه بوده و یک حرفی زده، این شد برای شما حجت، اگر کسینجر نقش داشت تا آشوب ها را راه بیاندازد چرا نتوانست مانع رای آوردن آقای احمدی نژاد که به قول شما رای آورد، بشود. حرف هایی نزنید که در آن بمانید.

یک عده را گرفته ایم و در زندان کرده ایم، خب، با معیارهای اسلامی نمی خواند و مردم معترض هستند. مردم از نظر عملکرد سیاسی، اقتصادی معترض هستند.

امام علی(ع) به مالک اشتر می فرماید که از میان مردم کسی را به خودت نزدیک کن تا حرف حقی را که تلخ است، به تو بهتر و بیشتر بزند، در گفتار و کردارت که خدا برای دوستانت نمی پسندد، کمتر تو را ستایش کند، هر چند تو را ناراحت کند و دلتنگ شوی.

آقا مگر این روزنامه ها که بستید، غیر از انتقاد تلخ کار دیگری انجام می دادند. آقای موسوی که در دانشگاه می خواستم دانشجویان را ترغیب کنم به او رای بدهند، می گفتند که او اصولگرا و نماینده حاکمیت است. او را که یک اصولگرا است براساس اصول انقلاب، امروز او را به کسی تبدیل کرده و می گویید از سران فتنه است. یعنی او را به ضد انقلاب تبدیل کرده اید آیا هنر شما و حکومت این است.

امیرالمومنین(ع) می فرماید از گفتن حق و یا رای زدن برعدالت بازنایستد که نه من برتر از آنم که خطا کنم و نه در کار خویش از خطا ایمن هستم. اما ما هر اتفاقی که می افتد، می زنیم بر سر مخالف خود که نه امکانات و رسانه ای و ابزاری دارد. اما آقای زاکانی نمی گوید چرا من کاری کرده ام که دولت نقدینگی اضافی تزریق کرده در جامعه و تورم سرسام آور شده و مردم ناراضی هستند. این عدم رضایت را مردم چگونه باید بیان کنند، یک راهکاری پیش ما بگذار آقای زاکانی، مخلص شما هم هستیم. می گوییم اصل 27 قانون اساسی می گوید مردم بیایند اعتراض کنند اما ما راه بهتری پیشنهاد کرده و آن اینکه دو طرف نظرمان را بگوییم و بگذاریم مردم از طریق پیامک بگویند، کدام حرف را بهتر قبول دارند. شما الآن بحث هدفمند کردن یارانه ها را دنبال می کنید، این هدفمند کردن یارانه ها در برنامه چهارم توسعه طی یک فرآیند ده ساله پیش بینی شده بود شما در مجلس هفتم طرح تثبیت قیمت ها را آوردید، چون پلکانی قیمت ها سالی ده درصد افزایش پیدا می کرد، گفتید این عامل تورم است و آن‌قدر ساده انگاری کرده و فکر کردید که با بخشنامه و قانون می شود، جلوی تورم را گرفت. دولت دچار کسری بودجه شد و 8 هزار میلیاردتومان پول بدون پشتوانه چاپ کردید و ریختید در بازار و آن تورم سرسام آور به‌وجود آمد و امروز از آن طرف گود افتاده اید.

در مجلس هفتم آقای سبحانی اقتصاددان مجلس گفت که بنزین باید بشود لیتری 30 تومان ولی الان در مجلس هشتم می گویند بنزین باید لیتری 600، 700، 500 و 400 تومان به بالا باشد. خب معلوم است که در بحث اقتصادی برنامه ندارید، شما باید برنامه چهارم توسعه را اجرا می کردید، متاسفانه برنامه چهارم توسعه را که با ارز 19 و نیم دلار هر بشکه نفت بسته شده بود، برنامه ای را که خود من در آن مشارکت داشتم، اجرا نکردید. نفت بشکه ای میانگین حدود 80 دلار فروختیم اما این برنامه اجرا نشد. امروز هم که می خواهید هدفمند کردن یارانه ها را اجرا کنید، با مشکل مواجه می شوید و علت آن هم نداشتن برنامه و طرح است. اینها مردم را عصبانی می کند. می گوییم آقا مردم با سیاست اقتصادی شما مشکل دارند، زیرا بحث پیچیده ای نیست و هر روز آن را لمس می کنند. مردم به اینها انتقاد دارند، چگونه باید انتقاد کنند، روزنامه های منتقد را که می بندید، اجازه راهپیمایی و اجتماعات هم که نمی دهید، ما باید چه کار کنیم در این کشور، آقای زاکانی توضیح بدهند و یک راه حل پیش پای ما بگذارید.